ه‍.ش. ۱۳۸۶ اسفند ۸, چهارشنبه

تردیدهای انتخاباتی



تردیدهای انتخاباتی
هیچ زمانی در مورد انتخابات این اندازه بزرگان ما تردید نداشتند . پس از رد صلاحیتهای گسترده علمای ما بسیار خوشحال شدند و احساس راحتی نمودند که بار بزرگی از دوششان برداشته شده است دیگر نیازی به دوندگی و جمع نمودن مردم ندارند. تصمیم قاطع تا چند روز پیش همین بود که : علما به کار درس و مدرسه شان مشغول باشند و کاری به انتخابات نداشته باشند مردم بدانند و انتخابات.
اما پس از تایید مجدد صلاحیت برخی از کاندیداها آنهایی که تایید شده اند مرتب مراجعه می کنند و هر کدام سعی می کنند نظر علما را جلب نمایند و حرف همه شان این است که شما ما را تنها نگزارید .
اکنون بزرگان مردد اند که چه بکنند یک عده ای از علما با قاطعیت می گویند : وقتی ما در هیئت اجرایی و سایر جاهای تصمیم گیرنده و برگزار کننده انتخابات هیچ فردی را نداریم (و بنا بر این اعتمادی به حفظ آرای مردم نداریم) نباید گناه مردم را بعهده بگیریم . آنها می گویند: وقتی هیئت اجرایی و نظارات با آن شکل تمام کاندیداها را بدون دلیل رد صلاحیت نمودند و کسی نتوانست بگوید بالای چشمتان ابرو است چه تضمینی برای سلامت انتخابات وجود دارد؟ مگر آنها موظف نیستند اعتماد ما را جلب کنند؟ آیا نباید افرادی از ما در آنجاها حضور داشته باشند؟
بازار شایعات هم که خیلی گرم است مثلا می گویند : در مورد فلان کاندیدا تصمیم قطعی گرفته شده که حتما باید برود یعنی اگر رای بیاورد یا نیاورد رفتنش قطعی است پس اینهمه رقابت برای نفر دوم (یعنی یک نفر ) است. و....
به این صورت بزرگان متردد و فکر مند هستند معلوم نیست در آخر به کدام سمت کشیده شوند.

هیچ نظری موجود نیست: